|
آهنــــــگ دل | ||
|
عصر یک جمعه دلگیر دلم گفت بگویم ، بنویسم که چرا عشق به انسان نرسیدست چرا آب به گلدان نرسیدست و هنوز هم که هنوز است غم عشق به پایان نرسیدست بگو حافظ دل خسته ز شیراز بیاید بنویسد هنوز هم که هنوز است چرا یوسف گم گشته به کنعان نرسیدست و چرا کلبه احزان به گلستان نرسیدست عصر این جمعه دلگیر وجود تو کنار دل بیدل آشفته شود حس تو کجائی گل نرگس ؟؟؟
برچسبها: دینــــــــــی, اخــــــــــــلاقــــــــی دکتـــــــر کـــــریمی
|
||